عناوین این صفحه
-
کفش طلا فدای تیم ملی
-
«بهترین استقلال تاریخ را میسازم»
-
با محرومیت بازیکنان ما میخواهند سپاهان را قهرمان کنند!
-
آقای گلمحمدی اگر شجاعت داشتی اسمم را مستقیماً میآوردی
-
بمبافکن دیگر تنها نیست
-
مریم ایراندوست: خواسته ما فقط «نگاه برابر» است
-
پادوانی: استقلال به دنبال فرار از پرداخت هزینههای درمان من است
-
عیسی 179 دقیقه بازی، سه گل
-
برای کسب سهمیه امیدواریم
-
شکوری: تیمهای صنعتی به بازیکنان پرسپولیس پیشنهادهای نجومی میدهند
-
نیت آلکنو از برخی انتخابها
-
بازگشت به صدر با گلباران
-
طرفداری آری؛ کریخوانی نه
-
از فوتسال یاد بگیرید آقایان!
-
گلمحمدی: خوابهای بدی برای پرسپولیس دیدهاند!
جستجو بر اساس تاریخ
نظرسنجی
نظر شما در خصوص طراحی سایت جدید ایران ورزشی چیست؟
- عالی
- خوب
- متوسط
- ضعیف
شماره : 6761 /
۱۴۰۰ دوشنبه ۲۷ ارديبهشت
زوبا چطور در کورس آقای گلی از آزمون سبقت گرفت؟
کفش طلا فدای تیم ملی
امیر اسدی @amir_asadi62
زنیت سه هفته قبل با پیروزی پرگل مقابل لکوموتیو مسکو موفق شد عنوان قهرمانی لیگ روسیه را به دست بیاورد. سردار هم توانست هتتریک کند و تعداد گلهای خود را به ۱۹ برساند. زنیت هفته قبل مقابل اوفا به تساوی بدون گل رسید و بعد از آن بود که آزمون با هماهنگیهای به عمل آمده با باشگاه راهی ایران شد تا بازی هفته پایانی زنیت برابر تامبوف را از دست بدهد. دیدار مقابل تیم انتهای جدول که مدتها قبل سقوط کرده بود و انگیزهای برای موفقیت نداشت. از طرفی آزمون برای جلوگیری از آسیبدیدگی، آن هم در زمین تامبوف که چمن مصنوعی دارد، تصمیم گرفت در این بازی حضور نداشته باشد و به ایران سفر کند. خستگی بیش از حد و رقابت در چند جام هم میتوانست احتمال آسیبدیدگی آزمون را افزایش بدهد و او را از بازیهای حساس تیم ملی دور کند و همه این عوامل دست به دست هم داد تا سردار برای بازی مقابل تامبوف همراه زنیت نباشد و به زمین حریف سفر نکند.
سردار قطعاً با حضور مقابل تامبوف میتوانست به تعداد گلهای خود اضافه کند اما با توجه به شرایطی که وجود داشت به ایران سفر کرد و در غیاب او آرتم زوبا، دیگر مهاجم مشهور زنیت چهار گل به ثمر رساند و در شرایطی عجیب عنوان آقای گلی را با ۲۰ گل به دست آورد.
برای سردار، همانطور که بارها تأکید کرده بود، موفقیت زنیت و نتایج تیم ملی اهمیت بیشتری نسبت به آقای گلی و کفش طلا داشت و در نهایت هم این عنوان به مهاجم تیم ملی روسیه رسید، هر چند اگر میانگین دقایق بازی و گلهای زده را در نظر بگیریم آزمون در شرایط بهتری نسبت به زوبا قرار دارد.
فرهاد و وعده بزرگ؛ گاهی دور، گاهی نزدیک
«بهترین استقلال تاریخ را میسازم»
تحلیل
حمیدرضا عرب
گوگل را که جستوجو کنید مصاحبههای متعددی از قول فرهاد مجیدی مشاهده میکنید که در آن صراحتاً اعلام کرده اگر در استقلال به او فرصت داده شود، بهترین استقلال تاریخ را میسازد.
مجیدی با بیان این جملات که آجر به آجر باشگاه استقلال را میشناسد و با زیر و بم این باشگاه به خوبی آشنا است از دو سال پیش تا امروز در تلاش بوده تا به اهداف جذابی که برای هواداران این باشگاه تعیین کرده، دست یابد.
هواداران نیز در همه این ایام انتظار میکشیدند که وعده چهره محبوبشان عملی شود و استقلال به سمت ساخته شدن پیش برود و به قول هفت محبوب تبدیل به بهترین تیم تاریخ شود.
تا به امروز که مجیدی 3 بار جانشین مربیان این باشگاه شده (شفر، استراماچونی و فکری)همچنان نتوانسته به اهداف بلندی که تعیین کرده دست یابد.
برخی از حامیان همیشگی مجیدی در فضای مجازی بر این باورند که چون مرد محبوبشان از ابتدای فصل سرمربی این تیم نبوده و تیم را خودش نبسته، نتوانسته به اهدافی که تبیین کرده دست یابد. این استدلال که مجیدی بازیکنان تحت فرمانش را خودش انتخاب نکرده، همواره او را از انتقادهای تندتر مصون نگه داشته است اما اگر نگاهی به بازیکنان این فصل استقلال بیندازیم به این باور میرسیم که اگر حتی مجیدی نیز سرمربی استقلال بود، 95 درصد از این بازیکنان را به خدمت میگرفت. بنابراین استدلال سازی با این رمز که «مجیدی تیم را نبسته است» نمیتواند دلیلی منطقی بر توجیه آنچه بر احوالات استقلال میگذرد باشد.
آنچه در استقلال امروز بیش از همه نگران کننده جلوه میکند، نتایج سینوسی (گاهی خوب، گاهی بد) است. ابداً این وضعیت به بود یا نبود فراز کمالوند نیز مرتبط نیست و مسأله جدایی این مربی نمیتواند روی فراز و فرود استقلال سرپوش بگذارد چون این ماجرا در لیگ قهرمانان آسیا که کمالوند روی نیمکت استقلال نیز حضور داشت، برقرار بود. مضاف بر اینکه آخرین بازی (قبل از سفر به عربستان و حضور در لیگ قهرمانان آسیا) نیز با تساوی خانگی به پایان رسید و استقلال آنجا نیز امتیاز مهمی در لیگ برتر از کف داد که این تساوی خانگی در مقابل دیدگان کمالوند هم رقم خورد.
حال شاید اعلام پناتی در دربی 95 میتوانست تغییراتی در نتیجه ایجاد کند و حاشیه امنتری برای فرهاد بسازد؛ هر چند که اعلام پنالتی نیز نمیتوانست متضمن گل شدن آن فرصت و در نهایت پیروزی استقلال باشد اما خوشبینانه چنانچه تغییری هم در نتیجه به دست میآمد بازهم غفلت از آنچه بر استقلال این روزها میگذرد، نتایج خوشایندی به همراه نخواهد داشت و هر آن ممکن است آبیها دوباره ناکامی تازهای را تجربه کنند.
استقلال به طور مشخص جام لیگ برتر را از کف داده و تنها راه برای خوشحال کردن هوادارانش قهرمانی در جام حذفی است. جامی که استفاده از تک فرصتها درآن نقشی تعیین کننده ایفا میکند و معمولاً تیمهایی فاتح این جام میشوند که ازهوش کافی برای دستیابی به پیروزی در این بازیها برخوردار باشند.
استقلال مجیدی اگر به مانند بازیهای آغازین لیگ قهرمانان آسیا باشد، موفقیت در جام حذفی هرگز دور از ذهن نیست و استقلال حتی میتواند با به ثمر رساندن گلهای چشمگیر در این عرصه دوباره بدرخشد اما اگر استقلال او فرود روزهای بعد از فراز را دوباره تکرار کند، (مانند آنچه مقابل ذوبآهن، پرسپولیس و حتی دو بازی آخر لیگ قهرمانان رقم خورد) احتمالاً شانسی برای موفقیت دراین جام نخواهد داشت.
فرهاد مجیدی با به دست آوردن جام حذفی البته در آغاز مسیری قرار خواهد گرفت که سالها است روی بیان آن تأکید دارد. او وعده ساختن استقلالی تاریخی را داده است که موفقیت در جام حذفی میتواند نقش اعتمادسازی میان او و مدیران آتی استقلال را داشته باشد. فرهاد مجیدی باید به خوبی درک کند که با وجود حمایتهای مجازی که همواره پشتیبان او در روزهای سخت اخیر بوده، چنانچه موفقیتی را به دست نیاورد، نمیتواند از مدیران آینده این باشگاه رأی اعتماد بگیرد.
مدیران کنونی استقلال تا پایان دولت در رأس کار خواهند بود و تردیدی نیست با تحولاتی که در بدنه دولت ایجاد خواهد شد باشگاه استقلال یکی از نقاطی باشد که وزیر ورزش آتی به سرعت در راستای تغییرات در آن گام بردارد. البته روشن نیست چه افرادی اداره کننده باشگاه خواهند شد اما با قاطعیت میتوان گفت که مدیران آتی بدون هیچ ملاحظه کاری و تأثیرپذیری از فضای مجازی به سمت تصمیم گیری درباره استقلال پیش خواهند رفت و بعید است که تنها فاکتور محبوبیت را برای تمدید دوران مربیگری مجیدی در نظر بگیرند. بنابراین فرهاد باید فردای خود را با جام حذفی بسازد. ضمن اینکه او یک فرصت طلایی نیز در لیگ قهرمانان آسیا دارد تا اگر تا آن روز روی نیمکت استقلال باقی ماند، در آن میدان نیز بر اعتبار مربیگریاش بیفزاید.
فرهاد باید از فرصتهای باقیمانده خود نهایت بهره را ببرد و ایضاً بازیکنان نیز باید پشت سرمربیشان باشند چون تغییرات ممکن است آنها را هم فرا بگیرد؛ اگر استقلال به جام حذفی نرسد.
پرسپولیس علیه استقلال و اتفاقات دربی
با محرومیت بازیکنان ما میخواهند سپاهان را قهرمان کنند!
محمدقراگزلو
دربی 95 را پرسپولیس برد. مسابقهای که هیجان و تب و تاب بالایی داشت اما به لحاظ فنی بیکیفیتتر از سه دربی قبلی شد. با این حال با توجه به اینکه این بار دربی مساوی نشد حاشیههای عجیب و غریبی هم بعد از بازی به وجود آمد که بسیار گستردهتر و عجیبتر از دعوای دقایق تلف شده و درگیریهای درون میدان بود.
بعد از بازی حمله استقلالیها به استوری حاشیه ساز وزیر جوان داستانهای مفصلی را ایجاد کرد و غیر از هواداران دو تیم، مربیان و مدیران دو باشگاه را هم به جان یکدیگر انداخت. اما این تمام ماجرا نبود و جدا از بیانیههایی که دو باشگاه در این خصوص صادر کردند شکایت استقلال از دو بازیکن پرسپولیس (عیسی آلکثیر و فرشاد فرجی) ابعاد درگیری بین دو باشگاه را وارد فاز تازهای کرد و حالا عملاً پرسپولیس و استقلال با هم شاخ به شاخ شدهاند.
پرسپولیسیها هم البته بیکار ننشستهاند و ضمن پیگیری اتفاقات بازی معتقدند استقلالیها حین بازی فحاشی میکردند و آنها بودند که حاشیهها را شروع کردند. اعضای تیم پرسپولیس میگویند سیاوش یزدانی در همان ثانیه 30-20 بازی با شوت کردن توپ کنار زمین در حالی که اوت برای پرسپولیس اعلام شده بود حاشیهها را شروع کرد ضمن اینکه این بازیکن مدام در زمین فحاشی میکرد. پرسپولیسیها میگویند این بازیکن که در دقایق آخر بازی و با خطاهای متعدد از داور کارت زرد گرفت خیلی زودتر میتوانست اخطار بگیرد تا مراقب رفتار خود در زمین باشد.داستان شادی گل عیسی آلکثیر هم در نوع خودش ماجرایی است. استقلالیها شکایت کردهاند که عیسی بعد از گلزنی دستش را به سمت نیمکت آنها گرفته و این حرکت باید با محرومیت مواجه شود اما پرسپولیسیها میگویند از تصاویر کاملاً مشخص است که عیسی بعد از شادی گل اولیهاش یعنی سر خوردن روی زمین این حرکت را مقابل دوربین عکاسان در حوالی نقطه کرنر انجام داده است. پرسپولیسیها میگویند اگر اینطور بود فیفا بعد از شادیهای عجیب کارلوس کیروش در جام جهانی یا حرکتی که این مربی پرتغالی در بازی با کره جنوبی انجام داد باید او را محروم میکرد.
نکته بعدی درباره درگیریهای شدید دقایق تلف شده است که باعث شده فرشاد فرجی در معرض اتهام قرار بگیرد و به کمیته انضباطی دعوت شود در حالی که عکسها و فیلمهای مربوط به آن درگیری نشان میدهد جدا از بهزاد غلامپور که با حرکت عجیبش تمام اهالی فوتبال را دلزده کرد، داریوش شجاعیان و احمد موسوی هم در متن درگیریها بودهاند. شجاعیان در یک صحنه دستش را روی صورت کنعانی گذاشته و موسوی در متن درگیری با فرجی قرار دارد. همچنین تعدد استقلالیها در آن صحنه نشان میدهد آنها به پرسپولیسیها تاختهاند کما اینکه اگر بازیکنان پرسپولیس جلوی فرشید اسماعیلی را نمیگرفتند او هم ماجرای دیگری را رقم میزد.
این اتفاقات در حالی افتاده که غیر از محمد نادری و بهزاد غلامپور، نه موسوی نه شجاعیان و نه هیچ استقلالی دیگری به کمیته انضباطی احضار نشدهاند.
پرسپولیسیها همچنین به صحنههایی از بازی برای به آشوب کشیدن مسابقه از سوی حریف اشاره میکنند و میگویند استقلال از ابتدا دنبال حاشیهسازی و درگیری بوده است. آنها میگویند بعد از اینکه وحید امیری در زمان مصدومیت یکی از بازیکنان حریف فیرپلی کرد، استقلالیها در صحنه مشابه بازی جوانمردانه را رعایت نکردند و با دستور فرهاد مجیدی به بازی ادامه دادند که این برخلاف اصول بازیهای جوانمردانه است.
همچنین دیروز ویدئویی در کانالهای هواداری و فضای مجازی منتشر شد که مربوط به برخورد لحظات پایانی مسابقه بین مهدی عبدی و سیاوش یزدانی است. در این ویدئو مشخص میشود قبل از خطای مدافع استقلال روی عبدی، یک نفر از نیمکت آبیها خطاب به یزدانی میگوید: «بزن لهش کن!»
با در نظر گرفتن این نکتهها و فکتهایی که بدان اشاره شد پرسپولیسیها میگویند استقلال با متد سپاهان به مصاف این تیم آمده بود و میخواستند با ایجاد حواشی و درگیری شرایط فنی سرخها را تحت تأثیر قرار دهند و به هدفشان برسند اما با توانمندی بازیکنان و اتفاقاتی مثل بیرون کشیدن توپ از روی خط دروازه که به سودشان رقم خورد در نهایت بعد از سه دربی که حقشان برد بود و در شرایط عجیبی به هدفشان نمیرسیدند این بار به حقشان رسیدند.
پرسپولیسیها میگویند استقلال بعد از باخت در دربی با ایجاد حواشی مختلف مثل حمله به وزیر ارتباطات، مسائل داوری، شکایت از بازیکنان پرسپولیس و طرح مباحث مختلف سعی دارند باعث محرومیت بازیکنان مهم و کلیدی سرخها در ادامه مسابقات لیگ برتر شوند و حالا که خودشان را از قهرمانی دور میبینند کاری کنند تا پرسپولیس در راه رسیدن به پنجمین جام متوالی ضربه بخورد و حتی شده سپاهان قهرمان شود تا پرسپولیس به جام نرسد.
آقای گلمحمدی اگر شجاعت داشتی اسمم را مستقیماً میآوردی
مصاحبه
مهدیه دریابیگی
دربی 95 پر از حاشیه بود، آنقدر دور و اطراف این بازی حرف و حدیث، درگیری و جنجال وجود داشت که اگر یک ماه هم از آن صحبت شود، کم است. اما بیش از هر چیزی شادی گل منشوری عیسی آلکثیر توی ذوق میزد و به طور حتم تبعاتی را برای مهاجم جنجالی پرسپولیس دارد که به تازگی محرومیت شادی گلش به پایان رسیده. البته در این میان و در شرایطی که دربی 95 به یکی از جنجالیترین دربیهای پایتخت مبدل شد، یحیی گلمحمدی در صحبتهای خود از صدا و سیما گلایه داشت که چرا مهدی فنونیزاده را به عنوان کارشناس دعوت کرده و به نوعی در صحبتهایش به این پیشکسوت استقلال توهین کرد! همین مسأله باعث شده تا فنونیزاده که عرق خاصی به استقلال دارد و کریهایش در فضای مجازی زبانزد است به این صحبتها و همچنین اتفاقاتی که در جریان و پایان بازی دربی رخ داد، واکنش نشان داد.
چرا استقلال در دربی برنده نشد؟!
استقلال خیلی خوب کار کرد خصوصاً در نیمه اول. اگر داور بازی آن طور حق این تیم را پایمال نمیکرد به طور حتم نتیجه اینطور رقم نمیخورد. نمیدانم چرا داور بازی اینطوری قضاوت کرد و اصلاً هدف کمیته داوران از انتخاب این داور چه بود؟!
بعد از این بازی هم آقای گلمحمدی گلایه داشت چرا شما کارشناس صدا و سیما بودید!
اتفاقاً میخواستم به این مسأله اشاره کنم. میخواهم به گل محمدی بگویم شما چکاره هستی که برای صدا و سیما تصمیم میگیری که من کارشناس باشم یا نه؟! اگر خیلی کار تو درست است جلوی بازیکنانت را بگیر. اجازه نده که آلکثیر آن طور شادی کند. تو با همه مشکل داری. یادت هست که میرعامل قبلی پرسپولیس به تو چه گفت. پس دیگر در مورد این مسائل شما اظهارنظر نکن. جالب هم هست که میترسد و به اسم من مستقیم اشاره نمیکند و کد میدهد. آقای گل محمدی اگر دل و جرأت داشتی اسمم را مستقیماً میآوردی.
یکی از مسائلی که در این بازی به وجود آمد شادی گل منشوری آلکثیر بود. این برای دومین بار است که این بازیکن با شادی گلش اینطور جنجال به پا میکند.
مسأله همین است. برای من سؤال است که وقتی هوادار استقلال در استادیوم نیست این بازیکن منظورش از آن شادی گل منشوری چه بود. وظیفه کمیته انضباطی است که از او بپرسد هدفش چه بوده. آن وقت مشخص میشود که او چه هدف بدی پشت این ماجرا داشته است. مطمئناً او اهدافش چیز دیگری بوده که باید به آن اعتراف کند.
اینطور که گفته میشود آلکثیر قرار است سه جلسه محروم شود.
سه جلسه کم است. اینطوری باشد با او مماشات کردهاند. در نمونههای مشابه بیشتر از اینها محرومیت در نظر میگیرند.
مسأله دیگری که در این بازی خیلی جنجال به پا کرد این بود که داور بازی پنالتی استقلال را نگرفت! خیلیها معتقدند اگر آن پنالتی گرفته شده بود استقلال پیروز این میدان بود.
دقیقاً همینطور است. استقلال نیمه اول بازی حاکم مطلق بود و اگر داور پنالتی میگرفت ما با اختلاف دو گل میبردیم. نمیدانم هدف این داور چیست که هر بار قضاوت بازی استقلال بر عهده میگیرد اینطور قضاوت میکند!
اما استقلال میتوانست حداقل در نیمه دوم بهتر بازی کند و نتیجه اینطور تمام نشود.
بله حق با شما است. من معتقدم که فرهاد نیمه مربیها را باخت. تعویضهایش اشتباه بود و ای کاش از دانشگر استفاده میکرد. غلامی نمیتواند دفاع وسط خوبی باشد. در صحنه گل هفت بازیکن ما مقابل سه بازیکن آنها بودند اما نتوانستند توپ را مهار کنند. ضمن اینکه مظاهری هم در دفع توپ اشتباه کرد و توپ را مقابل پای حریف انداخت. بعد میگویند چه تفاوتی بین عابدزاده و گلرهای فعلی است. عابدزاده در همین صحنهها بهترین عملکرد را داشت.
*به نظر میرسد که استقلال باید کاملاً قید قهرمانی در لیگ برتر را بزند.
نه اینطور نیست. بازیهای زیادی مانده و استقلال یک بازی کمتر دارد و میتواند امیدوار به اشتباه حریفان باشد.
اما الان بیشترین امیدواری استقلال قهرمانی در جام حذفی است.
بله. فرهاد باید حواسش به این جام باشد و برای هواداران قهرمانی بیاورد.
لواندوفسکی به رکورد گرد مولر رسید، مردی که با آلزایمر دست و پنجه نرم میکند
بمبافکن دیگر تنها نیست
مت فورد
در بازی یکی مانده به آخر بوندسلیگا در فصل 2021-2020، روبرت لواندوفسکی به رکورد 40 گل گرد مولر در یک فصل رسید. او سپس ادای احترام شایستهای کرد به مولر که در حال حاضر با مبارزهای کاملاً متفاوت روبهرو است. این رکورد 49 سال پابرجا مانده بود اما این هفته در فرایبورگ، مهاجم لهستانی بایرنمونیخ با رکورد بیشترین گل زده در یک فصل بوندسلیگا که توسط «بمبافکن» ثبت شده بود، برابری کرد. او بعد از آنکه پنالتی نیمه اول را گل کرد، پیراهنش را بالا زد تا تصویری از گرد مولر را نشان دهد که در کنارش نوشته بود: «گرد تا ابد». قطعاً روی این ژست فکر شده بود. بعد از آن هم در حلقه افتخار همتیمیها و کادر فنی قرار گرفت، حالا شاید وقت مناسبی باشد برای اینکه به کسی فکر کنیم که دیگر تنها رکورددار نیست. تصویری که روی زیرپوش لواندوفسکی چاپ شده بود، مولر را در روزهای اوج نشان میداد، با آن تیپ و حال و هوای دهه 70. دههای که مولر سه تا از چهار قهرمانیاش در بوندسلیگا را به دست آورد به اضافه سه قهرمانی متوالی در جام باشگاههای اروپا و همچنین قهرمانی در جام ملتهای اروپا و جام جهانی با تیم ملی آلمان. غمانگیز اینکه عکس انتخاب شده توسط لواندوفسکی هیچ شباهتی به این روزهای مولر ندارد که 76 ساله شده و از بیماری آلزایمر رنج میبرد؛ او شش سال گذشته را در یک مرکز مراقبت در نزدیکی مونیخ سپری کرده است. آذر گذشته، همسر او اوشی به بیلد گفت: «گرد چشمهایش را بسته و همیشه در حال چرت زدن است. خیلی سخت دهانش را باز میکند و فقط غذاهای پوره شده میخورد. او همیشه یک مبارز بوده، پرشور و باانگیزه اما حالا دیگر همه وقتش را به خوابیدن میگذراند.» این شرایط برای هر خانوادهای ویرانکننده است و دردناک است که نمیتواند مثل بقیه ما از تماشای هنرنمایی لواندوفسکی لذت ببرد آن هم برای کسی که به او لقب بمبافکن داده بودند و در 427 بازی در بوندسلیگا توانست 365 گل بزند.
یکی از بهترینهای تاریخ
کلمات توصیفی برای تحسین عملکرد لواندوفسکی خیلی وقت است که خرج میشوند، حتی قبل از آنکه فصل تاریخی او به اواخر خود رسیده باشد هرچند حتی با معیارهای لواندوفسکی هم این فصل خاص و خارقالعاده بوده است. در ماه گذشته به خاطر آسیبدیدگی جزئی رباط زانو مجبور شد چهار بازی را از دست بدهد و همین باعث شد تردیدهایی به وجود بیاید درباره اینکه آیا او در بازگشت از مصدومیت به اندازه کافی سر حال است تا شش گل لازم برای رسیدن به رکورد مولر را بزند. یک گل مقابل ماینتس و سه تای دیگر برابر بوروسیا مونشن گلادباخ زمان از دست رفته را جبران کرد.
این پنجمین هتتریک او در این فصل بود که به پنج دبلش اضافه میشود. در بازی ماه آبان مقابل هرتابرلین حتی چهار گل زد. در واقع فقط او در چهار بازی این فصل نتوانسته گل بزند. اعداد و ارقام او شگفتآور است اما لواندوفسکی فقط زورش به تیمهای کوچک نمیرسد و در خیلی از بازیهای بزرگ و سخت موفق به بازکردن دروازه رقبا شده است و این یکی از دلایل اصلی موفقیت بایرن در رسیدن به نهمین قهرمانی متوالی لیگ آلمان محسوب میشود. در اوایل آذر با ضربه سر فوقالعاده او در اوایل نیمه دوم باعث برد 3 بر 2 بایرن برابر بوروسیادورتموند شد. یک ماه بعد با گل لوا، بایرن از شکست در خانه اونیون برلین گریخت در دیداری که اصلاً خوب بازی نمیکرد. اوایل دی گل وقتهای تلفشده در زمین بایرلورکوزن، بایرن را به صدر جدول فرستاد، جایی که تا آخر فصل از دستش ندادند. در بهمن و بازی زیر بارش برف مقابل آرمینیا بیلفلد او بازگشت تیم را استارت زد و در اسفند با هتتریک بایرن را به یک پیروزی دیگر برابر دورتموند رساند. چهار گل به هرتا در اوایل این فصل هم در پاسخ به سه گل تیم پایتخت زده شد. آن بازی یکی از هفت دیدار این فصل بود که بایرن با یک گل اختلاف به پیروزی رسید. در شش تا از این هفت بازی او موفق به گلزنی شد. لواندوفسکی در 28 بازی این فصل 40 گل زد. در حالی که میانگین گلزنی مولر در سال 1972 یک گل در هر 77 دقیقه بود اما لوا در هر 58 دقیقه یک گل زده است. او در 18 تا از 19 بازی آخرش در بوندسلیگا گل زده است. گل او به فرایبورگ مثل آن گلها اهمیت نداشت و زیبایی کمتری داشت چون بایرن قهرمانیاش را قطعی کرده بود و از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید که هشتمین پنالتی موفق لوا در این فصل بود اما از نظر تاریخی کم نظیر بود و لواندوفسکی به خوبی این را میدانست، برای همین واکنش مناسبی به آن نشان داد. گرد مولر افسانهای اگر هوش و حواسش سر جایش بود، بدون شک از این اقدام لو خیلی خوشحال میشد.
منبع: دویچه وله
حضور مردان در کادر فنی تیم زنان مشکلی ایجاد نمیکند
مریم ایراندوست: خواسته ما فقط «نگاه برابر» است
خواسته اصلی و کلیدی ما فراهم کردن شرایط برابر و نگاه حرفهای به تیم زنان است. البته این مسأله تا اینجای کار انجام شده. هم در صحبت و هم در عمل این اتفاق رخ داده و همه برنامهها عالی پیش رفته است
امیر اسدی @amir_asadi62
مریم ایراندوست را میتوان مشهورترین مربی فوتبال زنان در ایران نامید. جوانی از انزلی که سالها در ملوان بازی کرده، این تیم را ساخته و در نهایت به عنوان بازیکن و مربی راهی تیمهای ملی شده است. ایراندوست با کولهباری از تجربه، دوباره هدایت تیم زنان ایران را برعهده گرفته و میکوشد تا عنوانی در خور با شاگردان خود کسب کند. او که همیشه حرف خود را میزند و هراسی از کسی ندارد، یک خواسته منطقی از مسئولان دارد. اینکه به تیمهای ملی زنان و مردان نگاه برابر داشته باشند و تفاوتی میان این دو تیم قائل نشوند. گپ و گفت کوتاه ما با مریم ایراندوست پیشرویتان است.
اول از همه درباره حضور مجدد شما در تیم ملی زنان صحبت کنیم. اینکه چطور شد هدایت تیم زنان ر ا بر عهده گرفتید و حالا که اردو برگزار شده، بازیکنان چه شرایطی دارند؟
من از سال 88 تا 92 در تیمهای ملی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان به عنوان مربی فعالیت کردم و حالا هم این وظیفه را با افتخار بر عهده دارم. ما زمان کمی در اختیار داریم و باید خودمان را به بهترین شکل ممکن آماده کنیم. بازیکنان حدود سه ماه از فعالیت حرفهای دور بودند و البته محدودیت فضا هم مثل همیشه داشتند. با توجه به شیوع ویروس کرونا شرایط سختتر هم شد اما الان داریم تلاش میکنیم با کمک همه این شرایط سخت را کنار بزنیم تا در نهایت هم بهترین بازیکنان انتخاب شوند و هم وضعیت روحی روانی ویژهای را ایجاد کنیم تا بتوانیم نتایج خوبی به دست بیاوریم.
نخستین مسابقه تیم ملی زنان کی و مقابل چه تیمی برگزار میشود؟
اولین مسابقات رسمی ما مقدماتی جام ملتهای آسیا در هند است که شهریورماه برگزار میشود اما ما 16 خرداد به بلاروس اعزام میشویم و اردویی تدارکاتی را برگزار میکنیم. در این اردو دو بازی تدارکاتی نیز انجام میدهیم.
شما از جمله مربیان شجاعی هستید که همیشه حرفتان را به مسئولان میزنید. چه زمانی که مربی تیم باشگاهی بودید و چه مدتی که در تیمهای ملی فعالیت داشتید. در مقطع فعلی چه خواستهای از مسئولان دارید؟
خواسته اصلی و کلیدی ما فراهم کردن شرایط برابر و نگاه حرفهای به تیم زنان است. البته این مسأله تا اینجای کار انجام شده. هم در صحبت و هم در عمل این اتفاق رخ داده و همه برنامهها عالی پیش رفته است. امیدوارم این شرایط فقط منوط به مسابقات و به دلیل بازگشت به رنکینگ نباشد. ما مربیان خوبی در اختیار داریم و مهمترین هدف همه ایجاد شرایطی است که تیم ملی بتواند به موفقیت برسد. حالا با مریم ایراندوست یا بدون من، هیچ تفاوتی ندارد. امیدوارم در ایجاد این شرایط وقفه نیفتد و همانطور که آقایان میتوانند به تورنمنتهای مختلف اعزام شوند و بازی تدارکاتی انجام بدهند، ما هم چنین شرایطی را تجربه کنیم.
با توجه به حضور برخی مربیان مرد در تیم زنان، بعضیها شروع به انتقاد کردهاند. شما چه واکنشی مقابل این انتقادهای عجیب و منسوخ شده دارید؟
وقتی ما دم از فوتبال حرفهای میزنیم، دیگر این انتقادها را نباید انجام داد. خوشبختانه فضای مجازی و اینترنتی باعث شده تا بتوانیم اخبار ریز فوتبال در جهان را ببینیم و بشنویم. الان در تیمهای مردان هم میبینیم که از بدنساز، مربی یا پزشک زن هم استفاده میکنند. حتی داورانی دیدهایم که بازیهای مردان را قضاوت میکنند. به همین خاطر مردان و زنان میتوانند کنار هم فعالیت حرفهای را انجام بدهند. بخصوص در ایران که فوتبال زنان یک رشته نو پا است و حدود 17-16 سال است که به صورت حرفهای دنبال میشود. مردان اما با توجه به کلاسها و سمینارهای پیشرفتهای که رفته و تجارب ارزشمندی که اندوختهاند، قطعاً میتوانند به زنان همفکری بدهند. به همین خاطر ما هم سعی کردیم از تجارب آنها استفاده کنیم.
این مسأله مشکلی که ایجاد نخواهد کرد؟
به هیچوجه. ما تمرین میکنیم و خوشبختانه وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال هم همکاری کاملی با تیم ملی زنان انجام دادهاند. ضمن اینکه حضور برخی مربیان مرد در تیم زنان مسأله جدیدی نیست که برخی به آن پرداختهاند. سالها قبل هم این اتفاق رخ داده و الان هم ما تلاش میکنیم از تجربیات آنها استفاده کنیم. همه هم میدانیم که بازیکنان ما با پوشش کامل تمرین میکنند و مشکلی از این بابت وجود نخواهد داشت.
پادوانی: استقلال به دنبال فرار از پرداخت هزینههای درمان من است
هر گاه نام پادوانی میآید یاد آن مصدومیت جانکاه میافتیم که او را برای همیشه از حضور در میادین فوتبال محروم کرد. پادوانی حالا در اظهارات تازهاش پرده از یک حقیقت تلخ برداشته است. او اعلام کرده که دیگر حتی قادر به راه رفتن هم نیست چه رسد به بازی کردن در زمین فوتبال!
پادو میگوید: «حقیقتاً آسیب دیدگی من درمان ناپذیر است. بنابراین شرایط امروز من این است که باید با ویلچر زندگی کنم. هیچ راه درمانی وجود ندارد که من را وادار به راه رفتن مجدد کند. درمان من فیزیوتراپی است که فقط در کیفیت زندگی به من کمک میکند. فیزیوتراپی به من کمک میکند تا بتوانم روی تحرکات بدنم کنترل داشته باشم و دردهای بدنام را تسکین دهد و به انتقال من از ویلچر به تخت و ماشین کمک میکند. این کارها را باید تا آخرین روز زندگیام مکرراً انجام دهم.» مدافع سابق آبیها در ادامه حرفهایش به خاطرات خود در استقلال اشاره کرد: «من لحظات خوب و بدی را در استقلال تجربه کردم، از برد در دربی پایتخت تا پیروزی مقابل تیم السد قطر در استادیوم مملو از تماشاگر آزادی اما متأسفانه مصدومیت بدی داشتم که من را از فوتبال حذف کرد. بعد از مصدومیت تاکنون هیچ حمایتی از باشگاه استقلال ندیدم. آسیب دیدگی من بسیار جدی است که باعث شده روی ویلچر بنشینم. باشگاه استقلال قصد دارد با من تماس بگیرد تا از وضعیت من باخبر شود اما من بسیار ناراحت هستم زیرا زمانی که در استقلال بازی میکردم، همیشه به عنوان یک ورزشکار به تعهدات خود عمل کردم ولی در چنین زمانهایی (مصدومیت) باشگاه حمایت لازم را از من نمیکند.»
پادو ادامه داد: «بازیکنانی که در آن زمان در استقلال بازی میکردند، همیشه تلاش داشتند که نام استقلال را در اولویت امور قرار دهند. مشکل استقلال مدیریت در داخل این باشگاه است. باشگاهی به بزرگی استقلال باید توسط افرادی اداره شود که فوتبال را میفهمند و میخواهند این باشگاه رشد کند. مشکلاتی مانند نداشتن کمپ تمرینی مناسب و تأخیر در پرداخت دستمزدها بر دردهای استقلال میافزاید و به این دلایل است که این تیم نمیتواند به مقامی دست پیدا کند.» حرفهای پایانی مدافع سابق آبیها علیه سیاستگذاران باشگاه استقلال است: «من در تقابل با استقلال در رابطه با هزینههای درمانم به فیفا مراجعه کردم و همانطور که میدانید من در بازی برای باشگاه آسیب جدی دیدم و اکنون نیز هزینههای شخصی که روی ویلچر زندگی میکنم بسیار زیاد است. هزینههایی مانند فیزیوتراپی، تهیه دارو، غذا و موارد ریز و درشت دیگر. در حقیقت باشگاه استقلال باید از تلاش برای پرداخت نکردن هزینههای من شرم داشته باشد و خیلی بهتر خواهد بود که این باشگاه مبالغ را پرداخت کرده و در صورت نیاز نیز در دسترس باشد.»
آمار رویایی مهاجمی که پرسپولیس دنبالش میگشت
عیسی 179 دقیقه بازی، سه گل
ایران ورزشی - عیسی آلکثیر انگار همان مهاجمی است که پرسپولیس مدتها حسرتش را میکشید. حدود 8 ماه قبل او درخشش با پیراهن پرسپولیس را بعد از سومین بازی در این تیم و در لیگ قهرمانان آسیا شروع کرد و با گلزنی مقابل شارجه، پاختاکور و السد درخششی خیره کننده داشت اما محرومیت شش ماهه و عجیبی که گریبانش را گرفت اجازه نداد این شروع استثنایی تداوم داشته باشد.
عیسی درست قبل از مسابقات مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا و بعد از تحمل شش ماه دوری از تیم و تمرین گروهی برگشت و در همان روزی که برگشت بدون حتی یک جلسه تمرین با تیم مقابل نساجی گل زد تا بازگشتی شکوهمندانه داشته باشد. عیسی در آن مسابقه از دقیقه 68 به زمین رفت و دقیقه 90 گل زد.
او در شش بازی آسیایی سرخها دو بار در ترکیب اصلی قرار گرفت و دو گل هم زد؛ یکی به الریان در بازی آخر، یکی هم به گوا در بازی برگشت.
اما عیسی درخشش خود در لیگ برتر را در دو بازی بزرگ فصل از سر گرفت و نشان داد همان مهاجمی است که به کار پرسپولیس میآید. او مقابل سپاهان باز هم در ترکیب اصلی قرار نداشت و از دقیقه 30 جای عالیشاه مصدوم به زمین رفت و دقیقه 55 گل مهمی برای تیمش زد که با کمی تمرکز بیشتر میتوانست سه امتیازی و تعیینکنندهتر باشد.
عیسی اولین بازی فیکساش با پیراهن پرسپولیس را در لیگ برتر مقابل استقلال انجام داد. مهمتر اینکه این اولین دربی عمر بازیگری او هم بود و در کنار نفراتی مثل شهریار مغانلو و فرشاد فرجی برای اولین بار این بازی بزرگ را تجربه میکرد.
در این مسابقه مهم و سرنوشتساز هم تنها و تنها یک موقعیت گل نصیب عیسی شد و او از همان موقعیت یک گل سه امتیازی ساخت تا قهرمان پرسپولیسیها در دربی 95 باشد.
واقعیت اینکه اگر دقیقتر و منصفانهتر نگاه کنیم موقعیتی که عیسی در آن قرار گرفت بیشتر از اینکه از یک کار تیمی به دست بیاید حاصل هوش، دقت و مهارت او بود چرا که هم با دید دقیقش خودش را از آفساید بیرون کشید، هم در ریباند ضربه دقیق و مطمئنی به توپ زد تا سند پیروزی تیمش را امضا کند.
عیسی آلکثیر حالا با 179 دقیقه بازی در لیگ برتر چهار شوت به سمت دروازه رقبا زده که هر چهار تایش در چارچوب بوده است. او از این شوتها سه گل زده یعنی 75 درصد شوتهایش گل شده است تا آماری حیرتانگیز از خود بر جای بگذارد.
با آماری که امروز آلکثیر از خود بر جای گذاشته برخی معتقدند شاید اگر پرسپولیس این مهاجم را از ابتدای فصل داشت، الان هم عیسی مدعی کسب عنوان آقای گلی بود هم پرسپولیس با چند امتیاز بیشتر نسبت به نزدیکترین تعقیبکننداش شرایط بهتری برای قهرمانی داشت.
با این حال همین که چنین مهاجمی در یک سوم پایانی فصل و در برههای حساس دست یحیی و پرسپولیس را گرفته میتواند برای این تیم تعیین کننده و حیاتی باشد و شاید در رقابت نزدیک با سپاهان نقش تعیین کننده عیسی و گلهای حساسی که او به ثمر رسانده و خواهد رساند سرخها را به قهرمانی پنجم نزدیکتر کند.
عاشوری، هافبک گلگهر:
برای کسب سهمیه امیدواریم
گفت و گو
ناصرقراگزلو
علیاصغر عاشوری هافبک تهاجمی و تند و تیز و تکنیکی همدانی تیم گلگهر در دیدار حساس تیم سیرجانی مقابل تیم ذوبآهن موفق شد گل سه امتیازی تیمش را به ثمر برساند به همین بهانه گفت و گویی با عاشوری داشتیم که ماحصلش از نظرتان میگذرد.
از شرایط فنی بازیتان مقابل ذوبآهن گفت و گویمان را شروع کنیم.
تیم ذوبآهن، تیمی خوب، تاکتیکی و سازمانیافته بود و با برد خوبی که در بازیشان مقابل استقلال کسب کرده بودند با روحیه خوبی به مصاف ما آمده بودند اما در این بین ما با شناخت دقیق از نقاط ضعف و قوت آنها به مصافشان رفتیم. در نیمه اول و خصوصاً در نیمه دوم بازی به مراتب بهتر و نمایشی درخور نام تیممان ارائه دادیم و تاکتیک خودمان را به حریف تحمیل کردیم و موفق شدیم با شایستگی تیم ذوبآهن را شکست دهیم و سه امتیاز حساس این دیدار را کسب کنیم.
به لحاظ میزان مالکیت و فرصتهای گل خلق شده در بازی، پیروزی حق تیمتان بود؟
تیم ذوبآهن مقابل دروازه ما هیچ موقعیت گلی نداشت اما ما جدا از گلی که من زدم یک بار هم توپ را به تیرک دروازه حریف زدیم از همین رو هم به لحاظ مالکیت و هم فرصت گل واقعاً مستحق برد و پیروزی بودیم و سزاوارانه به برتری رسیدیم و سه امتیاز شیرین را کسب کردیم.
داوری مشکلی نداشت؟
نه انصافاً قضاوت خوبی را از داور دیدیم و نه تیم برنده و نه تیم بازنده هیچکدام نسبت به داوری گلایهای نداشتند و داور هیچ اشتباه تأثیرگذاری در بازی و نتیجه به دست آمده نداشت.
به کسب سهمیه آسیایی امیدوارید؟
هنوز یکسوم بازیهای لیگ باقی مانده است و با امتیازات باقیمانده هنوز جای امیدواری وجود دارد. هر چند با پرسپولیس و استقلال بازی داریم و این دیدارها بدون شک بازیهای راحتی برای ما نخواهند بود با وجود این به کسب سهمیه هم امیدواریم و برای به دست آوردن آن و کسب بهترین رده ممکن در جدول تمام تلاشمان را انجام خواهیم داد.
چندمین گل فصلت را مقابل ذوبآهن به ثمر رساندی؟
اولین گلم در لیگ بود که مقابل ذوبآهن به ثمر رساندم و در این فصل و تا به اینجای دیدارها یک گل هم در جام حذفی به ثمر رساندم.
شادی گل خاصی از تو ندیدیم!
بله بعد از گلم شادی خاصی نداشتم و به طرف بقیه همتیمیهایم رفتم.
در حالی از برتری تیمتان حرف میزنی که بازی یکجورهایی گره خورده بود.
بله، به هر حال تیم ذوبآهن تیم خوبی بود از همین رو همانطور که گفتید شرایط بازی در نیمه اول برای دو تیم سخت شده و بازی یکجورهایی گره خورده بود اما ما با شرایط بهتری نیمه دوم بازی کردیم و گره کور بازی را باز کردیم.
در نیمه دوم بازی و مالکیتش کاملاً در اختیار ما بود. در این بین همه بازیکنان تیممان خیلی زحمت کشیدند اما در نهایت قرعه گلزنی به نام من خورد و من گل برتری تیمم را زدم.
تا به اینجای لیگ به تیمتان چه نمرهای میدهی؟
خدا را شکر به لحاظ کادر فنی و بازیکن، گلگهر پتانسیل بالایی دارد اما از آنجا که دومین سال حضور در لیگ برتر را سپری میکنیم من به عملکرد تیممان در مجموع و تا به اینجای بازیها نمره 16 یا 17 میدهم و فکر میکنم عملکرد خوبی داشتیم.
بازی بعدیتان اما به نظر سختتر از بازی قبلی خانگیتان خواهد بود!
بله دیدار بعدیمان در مشهد مقابل تیم پدیده سخت و دشوار خواهد بود. پدیده تیم خوبی است و در مشهد سخت به حریفانش امتیاز میدهد از همین رو ما خودمان را برای یک بازی سخت آماده میسازیم و دنبال این هستیم تا در مشهد هم با دست پر از میدان خارج شویم و برای کسب این موضوع نهایت تلاشمان را انجام خواهیم داد.
شکوری: تیمهای صنعتی به بازیکنان پرسپولیس پیشنهادهای نجومی میدهند
سخنگوی باشگاه پرسپولیس در مصاحبه رادیویی دیروزش گفت: «طبق بررسیهایی که انجام دادهایم، هنوز هم متوجه نشدیم چرا باشگاه پرسپولیس با ۴۰ میلیون هوادار هیچ ردیف بودجهای ندارد اما سایر تیمهای دولتی که با نام خصوصی فعالیت میکنند از بودجه دولتی استفاده میکنند. متأسفانه پرسپولیس با این همه هوادار یک ریال هم نمیتواند از بودجه دولتی استفاده کند آن هم در شرایطی که تأثیرگذاری باشگاه پرسپولیس با خیل عظیم هوادارانش چند برابر تیمهای دیگر است.»
شکوری افزود: «امیدواریم این نگاه مقداری عادلانهتر باشد. میدانیم تیمهای صنعتی و سایر تیمهایی که در لیگ برتر حضور دارند و از بودجه دولتی استفاده میکنند، پیشنهادهای عجیب و غریب به بازیکنان پرسپولیس ارسال میکنند. باشگاهی تحویل گرفتیم که ریالی بودجه ندارد و باید خودش درآمدزایی و تبلیغات کرده و از هوادارانش کمک بگیرد.»
وی ادامه داد: «این موضوع کارمان را مقداری سخت میکند و در بحث نقل و انتقالات، رقابتی ناعادلانه و نابرابر ایجاد میشود. خوشبختانه بازیکنان ما تاکنون نشان دادهاند باغیرت، خوب و باتعصب هستند و به تیمشان عِرق دارند. سعی میکنیم در اولین فرصت قراردادها را تمدید کنیم.» معاون اجرایی باشگاه پرسپولیس گفت: «باید روی این نکته تأکید کنیم که باشگاه پرسپولیس نسبت به تیمهای دیگر که دولتی هستند اما اسم خصوصی روی آنهاست از هیچ بودجهای استفاده نمیکند و تأمین منابع مالی در این شرایط کار بسیار سختی است. باید هوادرانمان کمک کنند زیرا هر چه صدا زده و داد و فریاد میکنیم هیچ گوش شنوایی نیست که ردیف بودجه برای ما در نظر بگیرد.»
ابراهیم شکوری ادامه داد: «با ۴۰ میلیون هوادار نیاز داریم نگاه عادلانهتری وجود داشته باشد و خود هواداران هم کمک کنند، زیرا تأمین بودجه در شرایطی که حق پخش تلویزیونی وجود ندارد، بحث ترانسفر بازیکن، اسپانسرشیب و تبلیغات به خوبی در کشورمان انجام نمیشود، سخت است. متأسفانه محلهایی که سبب درآمدزایی باشگاهها میشود در کشورمان وجود ندارد. ۶۰ تا ۸۰ درصد درآمد باشاهها در کل دنیا از حق پخش تلویزیونی است اما نمیتوانیم از آنها استفاده کنیم. همچنین هواداران هم باید کمک کنند زیرا چند روز دیگر پرونده کالدرون را پیشرو داریم.»
تصمیم نهایی یا آزمودن چهرههای جدید؟
نیت آلکنو از برخی انتخابها
گزارش
محسن آجرلو
تیم ملی والیبال در حالی تمرینات هفتههای پایانی خود را پیش از اعزام به لیگ ملتها سپری میکند که ترکیب نهایی برای اعزام به این رقابتها مشخص شده و نفرات برگزیده تمرینات نهایی را برای آمادگی کامل انجام میدهند. نفراتی که حضور اکثرشان در لیست نهایی مشخص و قابل پیشبینی بود اما آمدن نام برخی دیگر و صدالبته حذف برخی چهرهها سؤالاتی را در ذهن اهالی والیبال ایجاد کرده که قابل بررسی است.
طبق لیست اعلامی آلکنو؛ میلاد عبادیپور، رضا عابدینی، سعید معروف، سیدمحمد موسوی، پوریا فیاضی، محمدرضا حضرتپور، مسعود غلامی، امیر غفور، صابر کاظمی، محمدجواد معنوینژاد، علیاصغر مجرد، علی شفیعی، میثم صالحی، محمدطاهر وادی، آرمان صالحی، امیرحسین اسفندیار و بردیا سعادت، 17 بازیکنی هستند که برای سفر به ایتالیا و حضور در لیگ ملتها انتخاب شدهاند. نفراتی که پست به پست بررسیشان خواهیم کرد.
پست بیدغدغه
آسانترین کار برای آلکنو، انتخاب سرعتیزنها بود. با توجه به نفراتی که پیش از اعلام لیست در اردو مانده بودند، تقریباً هیچ بازیکنی از این پست خط نخورد و همگی در لیست نهایی جای گرفتند.
سید محمد موسوی به عنوان بهترین سرعتی زن ایران و یکی از بهترینهای دنیا به طور قطع اولین انتخاب هر مربی در دنیا بین این بازیکنان است. علی شفیعی هم که چند سالی است جای خود را در این پست باز کرده و اغلب هم در ترکیب قرار میگیرد. در این میان علی اصغر مجرد و مسعود غلامی هم دو سرعتی زن دیگر ایران در لیگ ملتها هستند که به سبب عملکرد قابل قبول خود در سپاهان و شهرداری ارومیه به تیم ملی رسیدند. مجرد که دوره گذشته لیگ ملتها برای اولین بار ملیپوش شد و عملکرد بسیار خوبی از خود بجا گذاشت و غلامی هم پس از یک وقفه کوتاه، یک بار دیگر به تیم ملی برگشته و در تلاش است تا جایگاه گذشته خود را پس بگیرد. رضا عابدینی هم پنجمین سرعتی زن این ترکیب 17 نفره است که او هم سابقه حضور در تیم ملی را دارد و البته شانس نسبتاً کمتری از سایر گزینهها برای حضور در ترکیب اصلی دارد.
در مجموع پست سرعتی با حضور موسوی و البته چهار بازیکن آماده، یکی از کم دغدغهترین پستها برای آلکنو است که تقریباً مطمئن است از میان این پنج نفر، میتواند دو بازیکن آماده برای هر بازی انتخاب کند.
ترکیب تجربه و جوانی
یکی از پر ترافیکترین پستهای تیم ایران طی سالهای اخیر دریافتکننده بوده. پستی که همواره تعداد قابل توجهی بازیکن مدعی را به خود دیده و البته خیلی وقتها هم تبدیل به پاشنه آشیل و نقطه ضعف تیم ایران شده است. خیلی وقتها هم مربیان برای انتخاب سادهتر، تعداد قابل توجهی از دریافتکنندهها را در ترکیب نهایی قرار میدادند تا دستشان برای انتخاب بازتر باشد. آلکنو اما آنقدر در این مورد زیادهروی نکرده و تعداد معقولی دریافتکننده را با خود به ایتالیا میبرد. حضور میلاد عبادیپور به عنوان بهترین بازیکن ایران در این پست طی سالهای اخیر که از قبل مشخص بود. پوریا فیاضی هم به سبب عملکرد خوبش در دوره گذشته لیگ ملتها و بازیهای معقول در لیگ برتر، یک بار دیگر در ترکیب قرار گرفته است تا با تجربهاش این پست را سنگینتر کند. جواد معنوی نژاد هم سومین دریافت کننده تیم ایران است که پس از چند سالی افول، شرایط بهتری پیدا کرده و گویا قرار است یک بار دیگر برای تیم ملی به میدان برود.
در کنار این دو بازیکن اما دو چهره جوانتر هم حضور دارند تا در رویداد جهانی کسب تجربه کنند. امیرحسین اسفندیار پس از کنار گذاشته شدن در دوران کولاکوویچ و از دست دادن شانس بازی برای تیم ملی، یک بار دیگر به اردو دعوت شد، و این بار در لیست نهایی قرار گرفته است.
میثم صالحی هم پنجمین دریافتکننده لیست آلکنو است که شاید سختترین کار ممکن را برای قرار گرفتن در ترکیب و البته تیم نهایی برای المپیک داشته باشد اما به طور قطع تجربه بسیار خوبی را از لیگ ملتها برای خودش خواهد اندوخت.
برگشت به عقب؟
یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات آلکنو، انتخاب طاهر وادی به عنوان پاسور دوم و جانشین سعید معروف بود. انتخابی که با کنار گذاشتن جواد کریمی انجام شد و خیلی از کارشناسان را به اظهارنظر واداشت. اگرچه پس از اعلام لیست کریمی به اردو بازگردانده شد اما هنوز خبری از حضور او در تیم اعزامی نیست.
طی سالهای اخیر سرمایهگذاری خوبی روی کریمی شده و خودش هم با رفتن به لیگ بلژیک و بازی در اروپا، تلاش کرده تا در مسیری رو به جلو حرکت کرده و به جانشین شایستهای برای معروف تبدیل شود. کاری که در دو دوره گذشته لیگ ملتها از پس آن برآمد و در معدود بازیهایی که به میدان رفت، عملکرد قابل قبولی داشت.
حالا باید دید که دیدگاه آلکنو برای این انتخاب چیست. آیا به تجربه بیشتر وادی برای رقابتهای حساس چشم دوخته و یا فعلاً نظری روی کریمی ندارد و ترجیح میدهد با وادی کار کند؟
تصمیم معقول
در دو پست باقیمانده یعنی لیبرو و پشت خط زن هم نگاهی مشابه پستهای قبل دیده میشود. پستهایی که نفر اول در آنها مشخص است و آلکنو ترجیح داده تا برای نفرات دوم یا سوم، جوانهایی را انتخاب کند که بتوانند در سالهای آینده به کار تیم ایران بیایند.
محمدرضا حضرت پور به عنوان لیبرو اصلی ایران طی دو سال اخیر، انتخاب اول آلکنو خواهد بود و آرمان صالحی جوان نفر دوم این پست است که برای اولین بار به اردو دعوت شده. آلکنو در این پست مهدی مرندی را کنار گذاشت که اگر تجربه بیشتری داشت و عملکرد خوبی در لیگ داشت اما به اندازه صالحی آینده نداشت و شرایطش منطبق بر سیاستگذاریها نبود.
در پشت خط زن هم امیر غفور یکی از بهترینهای دنیاست و بدون شک انتخاب اول هر مربی. با این حال برای نفرات دوم و سوم، دست آلکنو پر بود از انتخابهایی که همگی جوان بودند. با این حال او ترجیح داد دو گزینهای را انتخاب کند که شاید آمادهتر بودند و کمتر آزمایش شده بودند. صابر کاظمی به عنوان یکی از بهترینهای لیگ و بردیا سعادت، جوان و خوش آتیه، نفرات دوم و سوم پشت خط زن تیم ایران هستند که در لیگ ملتها به میدان خواهند رفت.
در مجموع لیستی که آلکنو ارائه داده، به جز یکی دو مورد لیست عجیبی نیست. با این حال همین انتخاب نکردن یکی دو بازیکن مانند کریمی و یلی و البته انتخاب تندروان به جای اکبری برای نشستن روی نیمکت، تصمیمهایی هستند که خیلیها دوست دارند ریشه آن را بدانند.
آیا آلکنو قصد دارد در لیگ ملتها که مأموریتش در آن آماده کردن تیم اصلی برای المپیک و البته آیندهنگری تعیین شده، قصد آماده کردن ستاره و آزمون خطای جوانترها را دارد و نفرات دوم آزموده را در تهران باقی میگذارد یا انتخابش را کرده و اعتقاد چندانی به بیرون ماندهها ندارد؟
سپاهان 5 - مس رفسنجان یک
بازگشت به صدر با گلباران
سپاهان پس از تساوی اخیرش مقابل پرسپولیس و نتیجهای که در دربی رقم خورد، صدر جدول را از دست داد و با تفاضل گل کمتر نسبت به سرخپوشان پایتخت به رده دوم رفت ولی شاگردان محرم نویدکیا سرشار از انگیزه شدند تا مقابل مس رفسنجان پیروز شوند و به صدر برگردند. البته مس هم به دنبال انتقام جام حذفی و کسب پیروزی بود. هنوز چند دقیقهای از شروع بازی نگذشته بود که مس رفسنجان به گل رسید. در دقیقه 9 دفع کرنر سپاهان تبدیل به یک ضدحمله جدی برای مس رفسنجان از سمت راست زمین شد که محمدرضا سلیمانی آن را تبدیل به گل کرد. در دقیقه 26 ارسال سروش رفیعی از روی کرنر سمت چپ زمین را گئورگی ولسیانی بالاتر از مدافعان مس با ضربه سر زد. 2 دقیقه بعد محمدرضا حسینی با یک شوت محکم و سرضرب که با دفع نوشیصوفیانی هم همراه شد، گل دوم سپاهان را به ثمر رساند. در دقیقه 33 هم شوت زمینی محبی از مقابل دروازه مس رد شد و در سمت راست به محمدرضا حسینی رسید که پاس کاتبک او به محمد کریمی را این بازیکن به سجاد شهباززاده رساند که در ادامه دفع ناقص شوت او توسط مدافع مس را نورافکن با شوت به زیر طاق دروازه تبدیل به گل کرد. در دقیقه 39 هم پاس رو به جلوی دانیال اسماعیلیفر از سمت راست زمین از مقابل پای سروش رفیعی عبور کرد و در مقابل دروازه خالی سپاهان به شهباززاده رسید که ضربه تمام کننده او گل چهارم اصفهانیها را رقم زد تا با این نتیجه عجیب 2 تیم به رختکن بروند. در نیمه دوم مس تلاش زیادی برای گل زدن کرد اما باز هم سپاهان گل زد. در دقیقه 83 اشتباهات مرگبار مدافعان مس رفسنجان در نیمه دوم هم ادامه پیدا کرد و این بار یاسین سلمانی با توپگیری از قائم اسلامیخواه با نوشیصوفیانی تک به تک شد و با عبور از او گل پنجم را به ثمر رساند تا سپاهان به یک برد پر گل برسد و به صدر برگردد.
هواداری وزیر از تیم محبوبش؛ درست یا غلط؟
طرفداری آری؛ کریخوانی نه
رسول مجیدی @Rasoulmajidi
دربی تهران جمعه هفته پیش برگزار شد و مطابق انتظار حاشیههایش بیشتر از متنش بود. از درگیری پایان بازی بگیرید تا ماجرای کریخوانی وزیر ارتباطات با استقلالیها. آبیهای تهران که از شکست در دربی حسابی ناراحت بودند، با خواندن توییت آذری جهرمی خشمگین شدند تا حتی فرهاد مجیدی هم در کنفرانس خبری پس از بازی به این کریخوانی وزیر واکنش بسیار تندی نشان دهد. واکنشی که بیشتر شبیه به توهین بود.
این ماجرا باعث شده تا دوباره این بحث بین علاقهمندان فوتبال باز شود که آیا سیاستمداران و افراد مشهور جامعه حق دارند تیم مورد علاقهشان را در ملأ عام جار بزنند یا نه. اگر نگاهی به سیاستمداران معروف جهان بیندازیم شاید به نتایج جالبی برسیم. دیوید کامرون، نخست وزیر پیشین انگلستان از طرفداران استون ویلا به حساب میآمد. البته طرفداری او شاید امری ناگزیر بود. ویلیام داگدیل، دایی او از مدیران بلندپایه استون ویلا بود و حتی سه سالی مدیرعامل هم شد. کامرون از 13 سالگی بازیهای این تیم را تماشا میکرد اما در دوره نخست وزیریاش هرگز از استون ویلا طرفداری ویژهای نکرد.
آنگلا مرکل، صدراعظم فعلی آلمان که سال آخر ریاستش بر این کشور را تجربه میکند هم از آن دسته فوتبالیهایی است که همیشه گفته طرفدار فوتبال زیباست. به همین خاطر خیلیها اعتقاد دارند او طرفدار تیم بوروسیا دورتموند است اما واقعیت این است که مرکل عضو افتخاری باشگاه دسته دویی انرژی کوتبوس است. او هم تا به حال برای تیمی در این کشور کری نخوانده.
پرنس آلبرت دوم، پادشاه موناکو هم که دیگر تابلو است طرفدار چه تیمی ست. او حتی زمانی گفته بود دوست دارد زلاتان ایبراهیموویچ را به باشگاه موناکو بیاورد و برای خرید ماریو بالوتلی هم آماده است. با این همه چون کشور کوچک موناکو تیم معروف دیگری ندارد، هواداری پادشاه از موناکو هرگز باعث نفرت نشده. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه هم که متولد شهر سنت پترزبورگ است همیشه به عنوان یکی از طرفداران زنیت شناخته میشود. گرچه خود پوتین ترجیح میدهد همیشه از او به عنوان یک طرفدار ورزشهایی چون هاکی و جودو یاد شود تا یک فوتبالی و به همین خاطر کسی او را پشت موفقیتهای تیم زنیت نمیداند.
جک استرا، وزیر خارجه اسبق انگلیس که برای ایرانیها هم حسابی نام آشناست و زمانی مسئول مذاکره 3 کشور اروپایی با ایران بر سر مسائل هستهای بود از جمله سیاستمدارانی است که خیلی واضح گفته طرفدار تیم بلکبرن راورز است. باشگاهی که در سال 1995 قهرمان لیگ برتر شد و اتفاقاً در سال 1998 استرا را به عنوان رئیس افتخاری باشگاه منصوب کرد.
در آرژانتین و برزیل هم فوتبالی بودن رئیس جمهور چیز عجیبی نیست. مثلاً وقتی کریستانا کرشنر در سال 2007 رئیس جمهور آرژانتین شد همه میدانستند او طرفدار خیمناسیا لاپلاتاست. تیمی که متعلق به زادگاه خانوم رئیس جمهور بود.
لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل طی سالهای 2003 تا 2011 هم از طرفداران سرسخت کورینتیانس بود. اما شاید معروفترین سیاستمداری که علناً از یک تیم باشگاهی حمایت و هواداری میکرد کسی نباشد جز سیلویو برلوسکونی. این سیاستمدار ایتالیایی از سال 1986 تا سال 2017 مالک اصلی آ ث میلان بود و در همان سالها در 3 دوره مختلف نخست وزیر ایتالیا شد. با این همه حتی پولهای زیادی که او به باشگاه روسونری در طول مدت صدارتش در کشور تزریق میکرد هم اینچنین باعث نشد تا فضای سیاسی و اجتماعی علیهش شود. طبیعی هم بود او از ثروت شخصیاش برای میلان هزینه میکرد. به نظر میرسد دلیل اصلی در ماجرای بحثبرانگیز شدن توییتهای فوتبالی آقای وزیر ارتباطات شاید این باشد که او بیشتر از اینکه از تیم خودش حمایت کند، دوست دارد به رقیب طعنه بزند و برایش کری بخواند. آن هم در کشوری که دو باشگاه اصلیاش کاملاً دولتیاند و اسپانسرها اغلب متعلق به شرکتهای زیرمجموعه وزارت ارتباطات!
شاید هیچ مدرکی برای اثبات کمک وزیر به باشگاه مورد علاقهاش وجود نداشته باشد اما همین شرایط میتواند دست کم برای هواداران استقلال که 4 سال آزگار است شاهد قهرمانی تیم رقیبشان هستند، شائبهبرانگیز شود و کریهای وزیر را تحمل نکنند. اینکه یک سیاستمدار طرفدار یک تیم فوتبال باشد اصلاً عجیب نیست اما شاید بهتر باشد آنها در فوتبال دو قطبی این روزها، یا هواداریشان را انقدر علنی جار نزنند یا دست کم فقط در حمایت و تقدیر از تیم خود پست بگذارند و توییت بزنند؛ نه در جهت زیر سؤال بردن ارزشهای تیم رقیب.
از فوتسال یاد بگیرید آقایان!
نگاه روز
احسان محمدی
برخی گمان میکنند روزنامهنگارها عموماً در حالی که کتوشلوار پوشیده، عینک به چشم و خودنویس در دست دارند، فوتبال میبینند و فانتزی به این ورزش نگاه میکنند. آنها هیچوقت به پرتقال هم لگد نزدهاند برای همین فضایی و تخیلی در مورد این ورزش حرف میزنند و انتظار دارند فوتبالیستها درون زمین هی همدیگر را بغل کنند و بعد از هر تکل عذرخواهی کنند و بعد از هر گل، شرمسار شوند و ...
ابداً اینطور نیست. ما میدانیم که ذات فوتبال تنش و برخورد است. یک ورزش درگیرانه که امکان ندارد کسی 90 دقیقه بازی کند و تنهاش به تنه رقیب نخورد، به صورت عمدی یا سهوی حریف او را روی زمین نیندازد و حین بازی سر همدیگر داد نزنند. کسی که در حیاط خانهاش یک بار حتی با فرزندش هم بازی کرده میداند که جرزنی و کلکل کردن و لذت بردن از گلزنی و ... خون رگهای این ورزش است. ما اگر خرده میگیریم برای این است که معتقدیم باید رو به جلو رفت، بهتر شد، رقیبهای بهتر، محترمتر و انسانتر. از بردن لذت ببریم، از شکست ناراحت شویم و موضوع را با توپ حل کنیم نه با پرتاب فحش و تحقیر و توجیههای بیمایه درباره شکست.
پنجشنبه گذشته لیگ فوتسال ایران قهرمانش را شناخت. مس سونگون ورزقان برای چهارمین بار پیاپی قهرمان شد. کسانی که این مسابقات را امسال دنبال کردند میدانند درون زمین چه رقابت و درگیریهایی شکل گرفت. از مصدومیت بازیکن تا محرومیت مربی، از قطع برق تا کامبک زدن در آخرین ثانیه و ... سه تیم مس سونگون، گیتیپسند اصفهان و سن ایچ ساوه تا آخرین ثانیه با هم رقابت کردند. کار به جایی رسید که حتی وحید شمسایی سرمربی گیتیپسند که یکی از پرستارهترین تیمهای لیگ بود، خودش هم لباس پوشید و در 46 سالگی به زمین آمد!
حساسیت این مسابقات بعد از سه بار قهرمانی مس و جنجالهای فینال سال قبل میان مس - گیتیپسند که به محرومیت و جریمههای سنگین انجامید، حتی بدون تماشاگر بیاندازه بود. همه چیز به بازی آخر کشیده شد و مدیران لیگ فوتسال در سه شهر جایزه و مدال آماده کردند اما در نهایت مس سونگون ورزقان پوکر کرد و قهرمان شد.
بعد از این قهرمانی مدیرعامل چند تیم از جمله گیتیپسند اصفهان، مقاومت البرز، ملی حفاری اهواز، قرچک ورامین و ... به صورت رسمی با ارسال نامه تبریک یا در فضای مجازی این قهرمانی را به مدیرعامل تیم مس سونگون محمدرضا کافی، بازیکنان و کادر فنی و مردم ورزقان تبریک گفتند. یک رفتار متمدنانه و البته امیدوارکننده.
این جور مواقع هواداران فوتبال میگویند «اونجا فرق داره، اینجا بیعدالتی زیاده، چرا باید به تیم قهرمان تبریک بگیم؟» اگر فکر میکنید در همین لیگ فوتسال اعتراض به داوری، میزبانی رقیب، نامه نوشتن به فدراسیون، احضار به کمیته انضباطی، کتککاری و ... وجود نداشت اشتباه میکنید. اگر فکر میکنید رقیبان از قهرمانی مس سونگون «لذت» بردند باز هم اشتباه میکنید. هیچ مدعی جامی بعد از میلیاردها تومان هزینه، برگزاری مسابقه در شرایط کرونایی، شکست و پیروزی، هیجان و استرس و ... از پیروزی رقیب لذت نمیبرد. به ویژه وقتی فاصلهها آنقدر زیاد است که کار به بازی آخر میکشد اما این رفتار خانواده فوتسال میتواند یک الگو باشد تا مدام تیمهای اروپایی را توی سر و کله هم نکوبیم که ببینید یوونتوس به اینترمیلان تبریک گفت.
آتش فوتسال در این سالها آنقدر بالا گرفت و درگیری و حاشیه داشت که اسپانسرها گریختند و گاهی تلویزیون از پخش مستقیم آن فرار میکند اما ورود مدیرانی به این ورزش که بعد از پیروزی و شکست به جای کُریخواندن و توهین، به هم «احترام» گذاشتند باعث شد تا بخش زیادی از تنشها از بین برود. وقتی بزرگان باشگاه اینطور با هم برخورد میکنند حتماً بازیکنان و هواداران هم از آن میآموزند.
مدیران و مربیان و بازیکنان فوتبال این غرور و کینههای غیرواقعی را کنار بگذارند. یک نفر جرأت به خرج بدهد و بگوید این پادشاه لخت است، این جرزنی و نادیده گرفتن موفقیت حریف برازنده ما نیست و قهرمانی را تبریک بگوید چون فردا نوبت ماست و وقتی قهرمان شدیم دوست داریم به موفقیتمان احترام بگذارند ... به خاطر خودتان هم شده یاد بگیرید!
احمدینژاد استقلالی بود، ما حرفی زدیم؟
گلمحمدی: خوابهای بدی برای پرسپولیس دیدهاند!
یحیی گلمحمدی، سرمربی پرسپولیس روز گذشته گفتوگوی مفصلی با ایسنا داشت و درباره حاشیههای دربی روز جمعه صحبت کرد که در زیر میخوانید.
ابتدا درباره شرایط پرسپولیس بعد از دربی صحبت کنید. بعد از برد در یک بازی بزرگ، شرایط تیمتان را چطور ارزیابی میکنید؟
دربی یک بازی در لیگ بود و سه امتیاز بیشتر نداشت. خوشحالیم سه امتیاز را گرفتیم و خیلی برایمان مهم بود چون میتوانیم در کورس قهرمانی باقی بمانیم. الان رقابت جدی با سپاهان داریم البته تیمهای دیگر هم هستند؛ باید ببینیم وضعیت چطور است اما بازی مهمی را بردیم و این برد را به هواداران تبریک میگویم. تا فردای بازی برای برد خوشحال بودیم اما الان دیگر تمرکز ما روی تمرین و بازیهای آینده است. الان هم باید خودمان را برای بازی در جام حذفی برابر شاهین بندر عامری آماده کنیم. شرایط آب و هوایی آنجا سنگین است و از طرف دیگر تیم حریف انگیزه زیادی دارد تا برابر ما عملکرد خوبی داشته باشد. ما هم در نبود چند بازیکن مصدوم به آنجا میرویم که این کار ما را سختتر میکند.
در اواخر دیدار پرسپولیس برابر استقلال اتفاقاتی رخ داد که بازی را به حاشیه برد. دلیل درگیریهای آخر بازی چه بود؟
ما هیچوقت این مسائل را تأیید نمیکنیم و هیچوقت هم شروع کننده این ماجراها نبودیم. بازیکنان ما دنبال این حاشیهها نیستند و همیشه سعی کردیم اخلاق و مسائل فنی را درون زمین نشان بدهیم. در جریان بازی چند بار بازیکنان حریف روی زمین افتاده بودند که ما در شرایطی که میتوانستیم حمله کنیم، توپ را به بیرون زدیم. اتفاقات پایان بازی اتفاقات خوبی نبود و نباید میافتاد. دربی شرایط خاص خودش را دارد و اولین بار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد. در خیلی از دربیهای قبلی هم اتفاقاتی به مراتب بدتر از این رخ داده اما باید مدیریت روانی و روحی خوبی داشته باشیم تا شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.
حاشیههای دربی همچنان ادامه دارد. توییت محمدجواد آذری جهرمی و در ادامه واکنش فرهاد مجیدی که باعث انتشار بیانیه از سوی هر دو باشگاه شد. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
هر مسئولی حق دارد هواداری خود را نسبت به تیمی اعلام کند. مگر آقای احمدینژاد استقلالی نبود و یا نوه و نتیجه حضرت امام خمینی (ره) هوادار استقلال بودند، ما حرفی زدیم؟ ما هیچوقت نسبت به استقلالی بودن مسئولان حرفی نزدیم. باشگاه استقلال هم باید چنین رفتاری کند. آقای آذریجهرمی هوادار دو آتشه پرسپولیس است و اینکه بخواهند این همه فشار به او بیاورند درست نیست. آنها ذهنها را به سمت آقای جهرمی منحرف میکنند تا واقعیتها را پوشش بدهند.
در جام حذفی سال گذشته نتوانستید به فینال برسید، آیا امسال برنامه جدی دارید تا در جام حذفی هم موفق ظاهر شوید و جام بگیرید؟
ما در همه بازیها با تمام وجود و تمام قوا وارد زمین میشویم و با تمام وجود برای برد بازی میکنیم. این وظیفهای است که بر دوش همه ما است. گاهی ممکن است موفق باشیم و گاهی هم موفق نباشیم. با توکل بر خدا پیش میرویم.
بحث جدایی بازیکنان در پایان فصل باعث نگرانی هواداران شده است. از جدایی کنعانیزادگان تا بحث جدایی احمد نوراللهی. آیا در این زمینه باشگاه مسأله تمدید قراردادها را جدی دنبال میکند؟
فشردگی مسابقات آنقدر زیاد است که کار را سخت میکند. ما همه تلاشمان را انجام دادیم تا باشگاه قرارداد بازیکنان را تمدید کند. هم نامه نوشیتم و درخواست رسمی دادیم و هم به صورت شفاهی درخواست خودمان را گفتهایم. به امید خدا اتفاقات خوبی رخ بدهد.
مباحث و مشکلات مالی این روزها گریبان پرسپولیس را گرفته است. نگران نیستید این موضوع تیم شما را به حاشیه ببرد؟
مشکلات مالی از اول فصل وجود داشت. از شروع فصل تا به حال باید ۷۵ درصد قراردادها پرداخت میشد که انجام نشده است. ضمن اینکه تا به حال به غیر از ۸۰۰ دلار، اعضای باشگاه هیچ پاداشی هم دریافت نکردهاند. این مشکلات، تیم را اذیت میکند و نوع پرداختی که دارند و مثلاً ۵ درصد و یا ۱۰ درصد در بازه زمانی طولانی میدهند، باعث ایجاد مشکلات زیادی برای همه ما شده است. باید فکری برای حل مشکل شود. بازیکنان روی قراردادی که امضا کردهاند، حساب میکنند و اگر به موقع پرداخت نشود مشکلات زیاد به وجود میآید و بازیکنان را اذیت میکند. واقعاً حیف است چون بازیکنان با تمام وجود تلاش میکنند اما از آن طرف آن طور که شایسته این بازیکنان است با آنها برخورد نمیشود.
برخی معتقدند رویهای ایجاد شده مبنی بر اینکه اگر باشگاهی قبل از بازی درباره داوری بیانیه بدهد و یا مربی در کنار زمین به داوری اعتراض کند، روند قضاوتها به سود تیمش میشود. شما این موضوع را قبول دارید؟
بحث بیانیههای قبل از مسابقات یک بحث غیرحرفهای است. اینکه با بیانیه بخواهیم داور را تحت فشار قرار بدهیم، گاهی جواب میدهد و همه روی این موضوع کار میکنند. قبل از دربی هم از سوی باشگاه رقیب بیانیهای صادر شد که این کار واقعاً غیرحرفهای بود. ما آرامترین نیمکت لیگ برتر را داریم اما گاهی از این آرام بودن سوءاستفاده میشود. وقتی نیمکت تیم حریف با فریاد میخواهد نظر داوری را برگرداند و با فریاد نظر داوری برمیگردد، ما هم میگوییم پس فریاد بزنیم تا بتوانیم از حقمان دفاع کنیم. البته منظور من بازی دربی نیست؛ کلی صحبت میکنم. این واقعاً شکل خوبی ندارد به ویژه حالا که استادیومها خلوت است و صداها میپیچد و همه میشنوند و این شکل بدی دارد. باید از خودمان شروع کنیم و از این جهت همیشه از نیمکت تیم خودم خواستم آرام باشند و از سایر نیمکتها هم خواهش میکنم نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری داشته باشند و اجازه بدهند داوران تمرکز داشته باشند. این یک واقعیت است و به یک قانون تبدیل شده که اگر مربیای کمتر صحبت کند، حق تیمش را میخورند. متأسفانه داوران ما هم تحت تأثیر فریاد هستند.
یکی از راههای کاهش اشتباهات داوری، ورود VAR به فوتبال ایران است. آیا باشگاه پرسپولیس در این زمینه درخواستی نداده است؟
VARنیاز به امکانات و تجهیز ورزشگاهها دارد. نمیدانم امکانش را داشته باشیم. بعید میدانم بتوانیم امکانات مورد نیازش را فراهم کنیم و هر کسی این موضوع را مطرح میکند بیشتر حالت شعار دارد. امیدوارم روزی VAR به فوتبال ایران بیاید تا حق تیمها ضایع نشود.
به عنوان نکته پایانی صحبتی دارید؟
خبرهایی شنیدم که دوشنبه (امروز) جلسههایی قرار است برگزار شود که خوابهای بدی برای پرسپولیس دیدهاند و بیشتر هم نمیخواهم درباره آن صحبت کنم.
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
ویژه نامه | آرشیو
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به «ایران ورزشی» بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.
مجری :
شرکت نوآوران تارنماگستر